نقد و بررسی فیلم پلتفرم نقد و بررسی فیلم پلتفرم
رامین روانبخش رامین روانبخش 15 شهریور 1399 1 196
پلتفرم

پلتفرم!

قبل از هرچیزی باید به این نکته اشاره کنم که این فیلم از اون دسته فیلم هایی هست که من به شخصه خیلی از دیدنش لذت بردم.

به نظر من در مجموع فیلم هایی با این ژانر که نقش اصلی داستان نمیدونه چه اتفاقی براش افتاده و هرچی که رو به جلو میره بیشتر براش واضح میشه ، از اون دسته ژانر های جذاب سینماست

مرموز!

این فیلم در سال ۲۰۱۹ به کارگردانی گالدر گازتلو-اوروتیا که یک کارگردان کاملا مستقل هست تو جشنواره فیلم تورنتو منتشر و با استقبال خوبی مواجه شد که همین باعث شد حق پخشش رو نتفلیکس خریداری کنه و در نهایت در سال ۲۰۲۰ توسط این پلتفرم پخش بشه.

(کلا کارگردان های مستقل توی فیلم سازی معرکه ن

نمیدونم چرا ماهیت هنر اینجوریه که غالبا هنرمندی که از لحاظ مالی توی مضیقه س آرت بهتر و جذاب تری رو تولید میکنه تا وقتی که توی پول غرق شده باشه! (نظر شخصی))

داستان از یک اتاق مکعبی شکل با دو شخص که داخل اون اتاق محبوس هستند شروع میشه

هرچه که داستان رو به جلو پیش میره اطلاعات بیشتری دستگیر ما میشه و متوجه میشیم که داخل یه زندان عمودی هستیم با تعداد نامعلومی طبقه! البته آخر فیلم مشخص میشه که این به اصطلاح زندان عمودی ۳۳۳ طبقه داره که با حضور ۲ نفر توی هر طبقه به عدد آشنای ۶۶۶ میرسیم! جذاب نیست؟؟

 تازه قراره جذاب تر از این هم بشه

 یک میز پر از غذاهای جور واجور و متفاوت از طبقه ۱ که بالاترین طبقه هست به پایین میره و به طبقه ۳۳۳ میرسه طبیعتا وقتی به طبقه ۳۳۳ میرسه دیگه چیزی روی اون میز وجود نداره و عملا نفرات طبقات پایینی چاره ای جز هم نوع خواری یا مرگ ندارن! جالب شد

آره درست خوندین هم نوع خواری! 

دوستان این زندان از اون زندان های تر و تمیز و شسته رفته خودمونی نیست که وضعیت بهداشت و نظافت عمومی زندانی ها هر دقیقه چک بشه

توی این زندان, زندانی ها اصلا کسی رو جز هم سلولی خودشون نمیبینند.

 هر یک ماه یک بار هم همه بیهوش میشن و به صورت رندوم طبقات رو عوض میکنن پس ممکنه یه روز طبقه ۱ بیفتی یه روز طبقه ۳۳۳ و وای به اون روز!

و این نمادی از دموکراسیه که هرچند واژه جذاب و تز فکری به نظر خوبی میاد ولی مشخصا به هیچ درد جامعه نمیخوره و در واقع خود همین دموکراسیه که باعث بی عدالتی و نابودی انسان ها میشه!

افلاطون در کتاب جمهوریت در باب دموکراسی اشاره میکنه که;

آیا نمیبینیم که در سراسر جهان توده ی مردم ابله تر, خشن تر و ظالم تر از افراد اندک و پراکنده ای است که تربیت و دانش, آنان را از دیگر مردمان جدا ساخته است؟

در نتیجه, دموکراسی, حکومت اکثریت ابله و نادان بر اقلیت آگاه و خردمند می باشد!

از فیلسوفانی که با این نظریه ی افلاطون هم عقیده بودند میشه به افراد سرشناسی هچون ارسطو, ایمانوئل کانت, هابز, ادموند برک, هانا آرِنت و میشل فوکو اشاره کرد.

در این زندان هرکس میتونه تنها یک شی رو همراه خودش ببره, قهرمان داستان ما که اسمش گورنگ هست با خودش کتاب میاره که نماد جامعه روشن فکر توی این سیستم اجتماعی خطی هست

در نقطه مقابلش, هم سلولیِ گورنگ  یه پیر مرد عجیب و مرموز هست و با خودش یه چاقو آورده که وقتی توی ماه بعدی میفهمه توی یکی از طبقات پایینتر افتادن قصد داره گورنگ رو تیکه تیکه کنه و بخوره و تازه زنده نگهش داره که گوشتش سالم بمونه!

 خوشتون اومد؟ گفتم که جذاب تر هم میشه, این نماد قشری از جامعه هست که در وقت گرسنگی فقط به برندگی چاقو و سیر کردن شکم خودشون اکتفا میکنن!

نقطه جالب توجهِ حرفای این پیرمرد "مشخصا" هست!

که البته به نوعی منظورش تحقیر کردن خط فکری قشر روشن فکر جامعه که دائم در حال سوال پرسیدن هستند می باشد!

طبقات این زندان نمادی از طبقات مختلف جامعه هستند ، طبقات بالاتر میتونن به سمت طبقات پایین تر مدفوع، ادرار یا تف و... پرتاب کنند یا این که لطف و مرحمت نشون بدن و به اندازه نیازشون غذا بخورن تا به همه طبقات مواد غذایی برسه!

مبحثِ خیلی ساده ای این وسط داره به ما نمایان میشه, این زندان نمونه دقیقی از اجتماع حال حاضر ماست.

عجیب شد نه؟

اگه این دنیا رو فشرده کنیم و هر ۲ نفر رو در یک طبقه اجتماعی قرار بدیم یه چیزی مثل همین زندان برامون به وجود میاد

و این نشون میده که ما هیچوقت آزاد نیستیم!

تازه وقتی برامون قضیه جالب تر میشه که آقای کورنگ، که نمادی از جامعه روشن فکر هست هم دست به خوردن گوشت انسان میزنه! تا نمایانگر این باشه که اهمیت میل به حیات در انسان نسبت به هرچیز دیگه ای ارجحیت داره.

تو قسمتی از فیلم کورنگ رو میبینیم که به طبقه ۶ رسیده که یه طبقه خیلی خوب هست و با یه سیاهپوست مذهبی هم سلولی شده این سیاهپوست که نماد دین و مذهب هست سعی داره به خاطر طمعی که داره(طمع به آزادی نه به غذا) به طبقات بالاتر بره ولی چیزی جز مدفوع نصیبش نمیشه. 

کورنگ تصمیم میگیره که با کمک مذهب انتهای این حفره رو پیدا کنه چون بالا رفتن واقعا کار سختیه و اقشار بالادست این اجازه رو به شما نمیدن...

در واقع کارگردان میخواد این مفهوم رو به ما القا کنه که دین در کنار روشن فکری وقتی به اقشار پاییندست نفوذ کنه معنا و حقیقت رو پیدا میکنه و میتونه مثمر به ثمر باشه.

پیدا کردن بچه توی این زندانِ عجیب, به نظر نمادی از آینده هست که نشون میده شاید آیندگان بتونن فطرت بیمار انسان رو درمان کنن و ما رو از شرِّ نظام سرمایه داری خلاص و به سمت یگانگی پیش ببرن.

وقتی در انتهای فیلم بچه رو به بالا حرکت میکنه چشم هاش بسته هست که نمادی از اینه که بشر هیچوقت از گذشته درس نمیگیره و اشتباهات خودش رو مجددا تکرار میکنه...

به نظر من شاید نقطه ضعف این فیلم پایان بندی اون بود چون با مقدمه چینی و روند بی نظیر داستانیش ذهن بیننده رو کاملا آماده میکنه ولی در نهایت با پایانی باز و انبوهی از سوالات که اشاره هایی مذهبی به سرنوشت بشر داره اونو رها میکنه تا توی مخیله خودش سرگردان بچرخه و به هیچ جوابی هم نرسه!

 تنها چیزی که در انتهای فیلم مشخصه این هست که در پایان فیلم اون بچه روی میز غذا خوابیده و تنهایی رو به بالا حرکت میکنه میز غذا با توجه به اشاره های مذهبی ای که توی فیلم انجام شد میتونه نمادی از تابلوی شام آخر داوینچی باشه با این تفاوت که هیچ غذایی روش نیست و یه بچه داره به ابتدای خط سیر بشریت میره تا شاید بتونه در آینده باعث تغییری توی این جامعه ی از پایه خراب بشه...

 

در کل فیلم واقعا ارزش دیدن رو داره و میتونه یه بعد از ظهر هیجان انگیز رو برای شما و دوستاتون رقم بزنه.

 به دوستاتون این فیلم جذاب و دیدنی رو معرفی کنید و از دیدنش لذت ببرین و اگه قابل دونستین مارو هم به دوستاتون معرفی کنید.

و در آخر چند نقد از منتقدین و روزنامه نگار های مطرح دنیا رو با هم میخونیم:

 

تاشا رابینسون – Polygon (9 از 10)

 

این فیلم برای افرادی که دوست دارند فیلم داستانی‌شان پرفکر و مرتبط باشد و کسانی که دوست دارند نتواند مسیر داستانی فیلم را حدس بزنند مناسب است.

 

کارلوس آگویلار –  Los Angeles Times (9 از 10)

 

از نقطه نظر فنی قابل طرح است که سکو عمدا و  با موفقیت صحنه‌های عجیب و غریب و شرم‌آوری را تولید می‌کند که مردم را سوکه می‌کند و در آن‌ها ایجاد انزجار می‌کند.

 

بنجامین لی – The Guardian (8 از 10)

 

یک قصه‌گویی کارآمد، سریع و خشن وجود دارد که ما را طبقه به طبقه می‌برد تا شاهد حوادث وحشتناکی باشیم که اتفاق می‌افتند.

 

آلیسا ویلکینسون – Vox (7 از 10)

 

به نحوی می‌توان گفت که کلیت فیلم کار می‌کند – احتمالا به این علت که سکو تماما به چارچوب مفهومی خودش وفادار است و با چنان دقتی مخاطب را هم وادار می‌کند تا به آن چارچوب مفهومی وفادار بماند. تصاویر واضح و روشنش در ذهن می‌مانند.

 

رابی کالین – The Telegraph (6 از 10)

 

اگر دوست دارید استعاره‌ای ظریف چون حوله حمام یک ساعت و نیم دورتان پیچیده شود و با تمام وجودتان لمسش کنید، سکو فیلم مناسب شما خواهد بود.

نکات مثبت
روند بسیار عالی داستان بسیار قابل توجه و چالش بر انگیز بازی خوب بازیگران نه چندان مطرح خلاقیت ستودنی کارگردان
نکات منفی
پایانبندی متوسط