به جادو اعتقاد داری؟آناراسومانارا به جادو اعتقاد داری؟آناراسومانارا
حسین کِی.آر حسین کِی.آر 21 بهمن 1399 0 619
#مانهوا #آناراسومانارا

هشدار اسپویل...

 

نگاهی مختصر !!

مانهوای آناراسومانارا (Annarasumanara )  در سال ۰۱۰۲ به صورت سه جلد در ۷۲ چپتر چاپ شد.نویسنده وهنرمند این اثر "ایل" نام دارد. ژانر مرتبط به این اثررا می توان:رمزآلود،عاشقانه،روانشناختی،زندگی مدرسه ای و غم انگیز دانست.

خلاصه داستان: پسری در یک پارک متروکه زندگی می کند و از هر کسی که به آنجا می رود تنها یک سوال میپرسد!! آیا به جادو اعتقاد داری؟

 

خلاصه داستان(۲): در پاركي متروكه و قديمي پسري جادوگر زندگي مي كرد كه به هر كسي كه مي رسيد ازش ميپرسيد : به جادو اعتقاد داري ؟ اين پسر امكان اين رو داشت كه هر كسي رو تا ابد غيب كند و اين شايعه به گوش مدرسه و گوش دختران ميرسه تا جايي كه دختر داستان ما با اون آشنا ميشه و ازش ميخواد كه...

آناراسومانارا، از آن دسته آثاری است که سرتا سر وجود انسان را از نا امیدی پرمی کند اما با این وجود لذت بخش نیز هست . اما بگذارید با شما رو راست سخن بگویم،اغلب خوانندگان این اثر حتی "من" و یا حتی "شما"  به اشتباه برای اولین بارشروع به خواندن این اثر کردیم. کلماتی مثل "جادو" و "جادوگری" از کلید  واژه های مورد علاقه انسان هستند که  تا آن را می شنود یا آن را میخواند، بی چون و چرا به دنبال آن می رود شاید برای جذابیتی که دارد و یا شاید برای غیر طبیعی بودن آن و یا دیگر دلایلی از این موارد اما  متاسفانه باید بگویم این داستان اثری از جادو به نمایش نمی گذارد. اما اگر مخاطب چیزی را که میخواهد نمی بیند چرا هنوز این مانهوا را ادامه می دهد؟

 درواقع  جادو واژه ای است که به صورت هوشمندانه استفاده شد تا بتواند مخاطب را جذب کند و برخی از حقیقت های تلخ زندگی  را نشان دهد!  واقعیت دیگر این است که اغلب کسانی که پس از خواندن ،این مانهوا را جز داستان های مورد علاقه خود کردند از همان دسته افرادی بودند که برای دیدن کمی اثر جادویی و غیر طبیعی وارد این مانهوای کوتاه شدند اما داستان فراگیر آن ، حقیقت ها و نماد هایی که به نمایش می گذارد چیزی بیش از یک جادوست. شاید ابتدای داستان کمی خشک و حتی برای برخی نامطلوب باشد به خصوص هنگامی که وارد فضای تیره و تار آن می شود و از آن مهم تر از جادویی که مخاطب به دنبال آن آمده خبری نیست اما با کمی گذشتن، داستان مطلوب تر و ودلنشین تر می شود حتی خود مخاطب به دنبال جادو نیست!! بلکه می خواهد بداند که آیا "به جادو اعتقاد دارد؟" ،"جادو حقیقت دارد؟" ، " شعبده یا جادو؟" و از همه ی این قبیل  سوالات  مهم تر خود اوست که میخواهد مانهوا را ادامه دهد و آن را به اتمام برساند. البته کوتاه بودن این اثر کمک قابل توجه ای در این امر می کند.

سردرگمی مخاطب بین شعبده و جادو یکی از نکات مثبت این اثر است که اغلب خوانندگان را به فکر وا می دارد!شعبه یا جادو؟ کدام؟.اغلب کارهای به اصطلاح  جادویی که اتفاق می افتد در چند چپتر بعدی موجه می شوند اما برخی از آن ها هیچ توضیح منطقی ندارند و دوباره همان سوال تکرار می شود.جادو یا شعبده؟ مخاطب نمی تواند قبول کند که جادویی دیده یا شیفته یک شعبده ساده شده است! و همین باعث شکسته شدن مرز بین منطق و احساس مخاطب می شود و این سردرگمی او را به سمت جلو می برد.

 

 

اما برسیم  بر محور اصلی داستان که یک دختر دبیرستانی فقیر به نام"یون آی" است.دختری غمگین و گوشه گیر که در بین تمامی مشکلات خود پس از رفتن پدر و مادرش سعی می کند خود را سر پا نگهدارد و از خواهر کوچک تر خود مراقبت کند  اما با این وجود هر روز نا امید تر از روز قبل خود می شود. او راه نجات خود را درس خواندن و ازدواج با یک پسر پولدار می داند او حتی " آل دیوونگ " را در نظر دارد. پسری درس خوان و پولدار که در گیر [طلسم قیر] یا همان [نفرین آسفالت] شده است اما بگذارید بعدا زمان بیشتری را به آن اختصاص دهیم. حال که "یون آی " و "آل دیوونگ " را یک  معرفی کوتاه کردیم میرسیم به یکی دیگر از شخصیت های اصلی این داستان. در واقع این سه نفر را می توانیم شخصیت های اصلی این مانهوا در نظر بگیریم (ناگفته نماند که داستان دارای چندین شخصیت فرعی تاثیر گذار نیز هست اما لازم به معرفی تک تک آن ها نیست،برای اطلاع بیشتر بهتر است شخصا مانهوا را بخوانید) نام این شخصیت "آر " است.البته نام اصلی او چیز دیگری است اما بگذارید او را همان "آر" خطاب کنیم.پسری سی ساله که در پارکی متروکه زندگی می کند و از همه تنها یک سوال میپرسد: آیا به جادو اعتقاد داری؟ بله،جادو! این واژه بارها بارها تکرار می شود اما معنای حقیقی آن در پشت آن حک شده است. معنایی که کمتر کسی به آن توجه می کند و اکثرا تنها به لفظ ظاهری آن توجه دارند و از معنای پشت پرده آن قافلند.معنی واقعی آن را می توان کلماتی همچون شادی ، امید و ... تشبیه کرد. تعجب کردید؟! پس وقت آن است که باری دیگر عینک تیز بینی خود را بزنید ، وباری دیگر مانهوا را بخوانید .در واقع "آر " در اکثر مواقع زمانی میرسد که " یون آی" امید خود را از دست داده بود و او با رسیدن به موقع و پرسیدن سوال معروف خود، در حقیقت از او میپرسد که "به امید اعتقاد داری؟" و اگر بخواهیم موشکافانه تر و دقیق تر به این قضیه نگاه کنیم او "یون آی " را دعوت به صبر و شادی می کند چرا که دیر یا زود سختی های او تمام می شود.او با هر بار پرسیدن آن جمله معروف،سعی در زنده کردن امید در قلب دختر قصه ی ما دارد.

 

 

 

 

آل دیوونگ

نوبت به " آل دیوونگ " میرسد. پسری کماکان جذاب و البته خرپول و درس خوان که هنرمند داستان "ایل" آن را به گونه ای منحصر فرد طراحی کرده تا از همان ابتدا بیانگر بسیاری از جنبه های شخصیتی او باشد. او از خانواده ای ثروتمند و تحصیل کرده است اما با این وجود در خانه ای سرد و بی روح زندگی می کند. در آن هنگام که عاشق "یون آی "  می شود پرواز او برای رهایی جستن از "نفرین آسفالت" شروع می شود. راستش را بخواهید فکر می کنم یکی دیگر از نکاتی که ایل دراین اثر به  درستی به آن پرداخته شخصیت "آل دیوونگ  " باشد که از همان چپتر اول جلب توجه می کند.همچنین تغییر او در روند داستان چه به صورت ظاهری و چه باطنی کاملا پیداست!

او نیز به مانند "یون آی" درگیر مشکلات زندگی خود است گر چه نمی توان اسم آن را مشکلات گذاشت، او بیشتر درگیر یک نفرین شده است که حتی از آن اطلاعی ندارد !حداقل تا زمانی که "آر" را می بیند و اوست که "آل دیوونگ" را از نفرین آسفالت با خبر می کند.

 طلسم قیر یا همان نفرین آسفالت خودمان یه اصطلاح کاربردی برای بیانگر نوعی از کج روی های جوامع امروزی است که بیشتر برای جوانان اختصاص دارد و راستش را بخواهید فکر می کنم که حتی جامعه خودمان نیز دچار این نفرین زندگی کش شده است . نفرین آسفالت به تاکید و پافشاری بیش از حد جوانان  و خانواده های آنان برای پول و موفیقت در جامعه است به گونه ای که آنها چشمان خود را بر همه چی بسته اند وتنها وتنها انتهای مسیر خود را میبینند و در جاده ای سرد قدم بر می دارند و از مناظر زیبای اطراف خود بی خبرند. به نظرم عزم "آل دیوونگ"  برای خارج شدن از این نفرین در کنار نمادین بودن آن تصمیمی شجاعانه است . هرچند که فکر می کنم برخی با آن مخالف اند و ترجیح می دهند که در همان راه بمانند. شما چی؟ ترجیح می دهید در آن جاده بمانید یا...؟

 

 

نامه ای به مادر

 یکی دیگر از نکات مثبت این داستان نامه ای است که " یون آی" برای مادر خود می نوشت. این قضیه مربوط به یک یا دو چپتر نمی شود بلکه  در تمام جریان شاهد این  نامه نویسی بودیم .البته بیش تر از اینکه این نوشتن روی صفحات کاغذی باشد در فکر او جریان پیدا می کرد اما به هر شکل و گونه ای که بود تاثیر بسزایی در درک  لحظه به لحظه او داشت حتی باعث می شد تا مخاطب بهتر احساس همدردی پیدا کند ،  با او ارتباط بیشتری پیدا کند و به احساس او درآن لحظه دست پیدا کند .در واقع فکر می کنم نویسنده تصمیم خلاقانه ای ازبرای  درک احساس شخصیت اول  خود گرفته است.

 

طراحی مرتبط

هرچند که تم تیره این اثر برای برخی قابل پسند نبود اما بیاید قبول کنیم که هنرمند از بهترین رنگ ها برای ژانر مربوطه به اثر خود استفاده کرده است تا بتواند احساسات واقعی این اثر را به مخاطب القا کند. در کنار  رنگ ها استفاده خلاقانه از برخی واقعیت ها و نماد ها بر روی مانهوا  به صورت مستقیم یا غیر مستقیم باعث شده است که مخاطب در کنار یک داستان عالی از طراحی خلاقانه هم   لذت ببرد و ودر گوشه ای در انتظار بشیند و لحظه شماری کند تا بتواند دوباره یکی از اثر های خلاقانه آن  را ببیند.از بهترین این تصاویر نمادی می توان به چهره ی " آل دیوونگ" و حتی خانه ای او اشاره کرد.

 

لپ کلام!!

شاید در ظاهر با یک اثر معمولی طرف باشیم که حتی تم آن به ذوق مخاطب خوش نمی آید اما اگر بخواهیم صادق باشیم این اثر تنها در ۷۲ چپتر با کمک داستانی ساده، طراحی ساده و خلاقانه در کنار استفاده از نماد، استفاده صحیح از رنگ ها و... کمک می کنند تا مخاطب در مدت کوتاهی به یک درک عمیق برسد که شاید حتی باعث شود کمی به مسائل زندگی خود فکر کند و یا حتی از نفرین خود خارج شود که خود این ارزشی است بالا.

 

اما در آخر:

به جادو اعتقاد داری؟

 

 

نکات مثبت
نامه ای به مادر، سردرگمی مخاطب بین شعبده و جادو، طراحی خلاقانه و ساده
نکات منفی
تم خاکستری و تیره ان که مورد قبول مخاطب قرار نمی گیرد