کیان (ارمایل) نویسنده: کیان (ارمایل) 08 فروردین 1400 0 1360
Card image cap
ساکورا هارونو بخش دوم
ناروتو
اطلاعات
بیوگرافی

از اونجایی که کارکترها آخر هر مقاله توضیحی دربارشون داده میشه و برای ساکورا به عنوان شخصیت اصلی توضیح زیادی وجود داره،درنتیجه دو مقاله برای جمع بندی تهیه کردیم.

سوال اصلی اینه چرا به ساکورا هیت داده میشه؟!

باید برای پاسخ دادن به این پرسش،ولوم به ولوم مانگا رو بررسی کنیم،همینطور ناول ها و لایت ناولهایی که در اون به ساکورا پرداخته شده و دیتابوک اول،دوم، سوم و چهارم هم زیر ذره بین میبریم که به این قضیه پی ببریم.دراین مقاله هیچ جانب داری ویا چیزی شبیه به این وجود نداره.قبل از هر گونه انتقادی منابع رو حتما سر بزنید.

اگر از یک هیتر بپرسیم که چرا به ساکورا هیت میده قریب به یقین جواب میده:ساکورا بی فایده است.

این سطحی ترین پاسخیه که یک هیتر میده.تمام داستان های پیرامون دنیای ناروتو رو بررسی کنیم که ببینیم واقعا ساکورا بی فایده است؟!

ولوم ۱ تا۱۰:ساکورا در ولوم اول ،چپترسوم  ناروتو برای اولین بار ظاهر شد.او به همراه ساسکه از اعضای تیمی بودند که قرار بود به عنوان تیم۷ زیر نظر کاکاشی هاتاکه فعالیت کنند.تا الان چهار تا کارکتر اصلی سری رو نام بردیم.حالا خود ساکورا رو بررسی میکنیم.

در پنج ولوم اول،متوجه میشویم که ساکورا یک دختر ۱۲-۱۳ ساله است که عاشق پسر محبوب آکادمیه و علاقه ای نسبت به ناروتو نداره.ساکورا وقتی ناروتو از جوتسوی حارم استفاده میکنه و یا کاری میکنه که خارج از چارچوب های ساکوراست اون رو کتک میزنه که این عمل یکی از طبیعی ترین اتفاقاتی است که در داستان میوفته.به عبارتی کتک خوردن ناروتو یا کونوهامارو یکی از جلوه های طنز ابتدای داستان کیشیموتو قلمداد میشه.حتی در دیتابوک اول کیشیموتو تصدیق میکنه که ساکورا مانند یک خواهر بزرگتر برای ناروتو رفتار میکنه.

مسلما برای یک دختری به اون سن که درون دهکده ای هست که صلح وجود داره و هنوز سختی آنچنانی در زندگی ندیده بعضی فاکتورها درک نشدنی هستند.ساکورا برعکس هم تیمی هاش تنها کارکتری بود که پدرو مادرش تا انتهای سری زنده موندن.درد تنهایی رو تا اون موقع نچشیده بود.{مسخره شدن توسط بقیه رو اگر حساب نکنیم.}

در ولوم اول ساسکه {با جمله تو آزاردهنده هستی}ساکورا رو پس میزنه و شوک بزرگی رو بهش وارد میکنه.ساکورا اون موقع متوجه میشه که ناروتو چه حسی رو تجربه میکنه و به نسبت سنش درد زیادی رو میکشه.در ولوم سوم ساکورا بالاخره برتری خودش رو نشون میده.او در کنترل چاکرا نسبت به بقیه عملکردی فوق العاده نشون میده.کاکاشی هم ذکر میکنه که او نمرات خوبی رو در آکادمی کسب کرده و در دیتابوک اول هم کیشیموتو عنوان کرد که در کنترل چاکرا و هوش خوبه و پتانسیل نهفته ی خوبی داره.

در ولوم چهارم علی رغم حضور شینوبی های قابل متفاوت در سالن،او از جمله شینوبی هایی بود که متوجه شد همه در گنجوتسو گیر افتاده ان.در ولوم پنچم هم شاهد عملکرد خوب او بودیم.او امتحان را با کمک بهره هوشی خوبش قبول شد.ساکورا در ولوم ششم خودش رو یک کارکتر بسیار وابسته میبینه.کارکتری که کار به خصوصی نکرده و در نبود ساسکه و ناروتو هیچ افتخار خاصی کسب نمی تونست بکنه که اتفاقا حق هم داشت.ساکورا در امتحانات چونین و قبل اون به عنوان مثال در نبرد با زابوزا یا هیچ کاری انجام نداد یا اگر انجام میداد بدون حضور تیمش ممکن نبود.دراین ولوم ساکورا با بریدن موهایش سعی کرد از شخصیت قبلی اش فاصله بگیره و کسی نباشه که مدام از طرف بقیه بهش کمک بشه. به عبارتی اولین کارکتر دولپمنت ساکورا رو شاهد بودیم.ساکورا موهاشو برید و با شجاعت سعی کرد از ناروتو و ساسکه دفاع کنه که در مقابل شینوبی های دهکده صدا شکست خورد.اگر ساسکه نبود مطمئنا اتفاق خوبی برای ساکورا نمی افتاد ولی تلاش بدی نبود.اما در ولوم هشتم در ادامه امتحانات چونین با اینو مبارزه میکند.اینو ضعیف ترین رقیب ساکورا که باقی مونده بود به شمار میرفت.ساکورا با اون مساوی کرد.چیزی که کاملا قابل حس است ناتوان بودن ساکورا در مقابل هر کسی بود که جلویش قرار داشت.اولین کارکتر دولپمنت با شکست کامل مواجه شده بود و هنوز نتونسته بود به حد ناروتو و ساسکه حتی نزدیک بشه{چیزی که قرار بود بعد بریدن موهاش بهش برسه}.ساسکه و ناروتو به ترتیب تا اتمام امتحانات چونین،چیدوری که یک جوتسوی سطح اِی هست و جوتسوی احضار رو یاد گرفتند و هر دو در مقابل گارا قوی ترین حریف ممکن امتحانات چونین نتیجه خوبی کسب کردند.تا ولوم دوازده خبر دیگری از ساکورا نبود.

در ولوم سیزده بعد از حمله شینوبی های دهکده شن و صدا،ساکورا از شینوبی هایی بود که توانست از گنجوتسو بگریزد.در ادامه در ولوم چهارده به سراغ ساسکه و گارا رفتند.ساکورا هیچ کاری نکرد و در ولوم پانزدهم هم توسط گارا زخمی شد.تا ولوم بیستم اتفاق خاصی که ساکورا در آن بتواند کاری انجام دهد ندیدیم.در ولوم بیست و یکم که ساسکه قصد داره از دهکده بره و کسی که اونو میبینه ساکوراست.ساکورا احساسات خودش رو صادقانه ساسکه میگه.اینکه چه قدر دوستش داره و حاضره براش هرکاری انجام بده منتهی ساسکه برای بار دوم به ساکورا میگه که چه قدر اون آزار دهندست و توضیح میده که هدفش چه قدر متفاوته و برای بار دوم ساکورا رو خرد میکنه.ساسکه قبل از رفتن ساکورا رو بیهوش میکنه و ازش تشکر میکنه و میره.

در ادامه ساکورا از ناروتو میخواد که ساسکه رو برگردونه.ناروتو کاملا متوجه میشه که ساکورا چه قدر ساسکه رو دوست داره همچنین ساکورا متوجه میشه که وقتی از آزاردهنده بودن ناروتو برای اولین بار صحبت کرده به خود ناروتو این رو گفته نه ساسکه(ناروتو از جوتسوی تغییر شکل استفاده کرده بود.).قبل از شروع سری شیپودن ساکورا پیش سوناده،هوکاگه پنجم میره و از اون میخواد که اون رو تعلیم بده.بعد از این اتفاق ساکورا تا ولوم بیست و هشت که شروع سری شیپودن هست عملکرد خاصی نداره. 

در دیتابوک دوم کیشیموتو ساکورا رو دختر شکست ناپذیری وصف میکنه که هرروز رشد میکنه.عنوان میگه که علاقه ساکورا به ساسکه پایداره و بی تفاوت بودن ساسکه نسبت به ساکورا{ برعکس شخصیتش} ثابته.توضیح میده که ساکورا از راه نینجایی که انتخاب کرده{بهترین شینوبی زن شدن}پا پس نمیکشه و ادامه میده و از عشق بی نهایت ساکورا به ساسکه صحبت میکنه.

نتیجه کلی در پارت اول(۲۷ ولوم) ناروتو، بدون احتساب فیلرها اینه که ساکورا کاملا وابسته به بقیه بود.دولپمنت شکست خورده داشت.قدرت به خصوصی نداشت و حتی شیکامارو اون رو شینوبی زن بدون استعداد نامید.به عبارتی تنها عملکرد مثبت ساکورا وقت خریدن برای ناروتو و ساسکه بود تا از بیهوشی که در امتحانات چونین به خاطر عوامل مختلف دچار شدن در بیان.در دیتابوک اول و دوم کیشیموتو مدام از شکوفه گیلاسی حرف میزنه که قراره خودشو نشون بده و با سختی زیاد،هر چی بیشتر به شکوفاییش نزدیک تر میشه.درست مثل اسمش.{ساکورا به معنی شکوفه گیلاس هست}

ولوم  بیست و هشتم ساکورا با یک حالت جدید حاضر میشه.بعد از دوسال ونیم تعلیم دیدن ساکورا سبک مبارزه سوناده رو فرا میگیره.قدرت فیزیکی فوق العاده و توانایی بالای او در نینجوتسوی پزشکی نوید یک کارکتر متفاوت رو به خواننده میده و اتفاقا همین اتفاق افتاد.ساکورا در ولوم ۳۰ ام و ۳۱ ام نمایش خیلی خوبی در مقابل ساسوری نشون داد.با کمک چیو اون تونست ساسوری رو(با خواست خودش البته) شکست بده.

در ولوم ۳۲ که قرار میشه به جست و جوی ساسکه برن رابطه عمیقی که ناروتو و ساکورا هنوز نسبت به ساسکه دارن کاملا مشهوده.(در ولوم بیست و هشت هم چنین چیزی واضح بود.)اونها به سای که عضو شاخه ریشه(روت) آنبو بود مفهوم دوستی رو در طی این ماموریت رو یاد دادن.

ساکورا در ولوم ۳۳ ام  ناروتو رو درمان میکنه.میشه گفت همه چیز نسبت به قبل برای ساکورا بهتر شده و رشد داشته.

در ولوم ۳۴ ام بعد از دیدن ساسکه،انگار همون ساکورای قدیم نمایان میشه.در اون صحنه که ساسکه با تیم ۷ جدید رویارو شد تک تک اعضای تیم با ساسکه درگیر شدن جز ساکورا.تا قصد کرد به ساسکه حمله کنه به دلیل پایین بودن سطحش  نسبت به ساسکه اگر یاماتو نبود ساسکه کشته بودش.بعد اون اتفاق ساکورا جایگاه خودش رو در اون میدان پیدا میکنه و هیچ کاری انجام نمیده.ساکورا بعد اون ولوم از روند کلی داستان خارج میشود.در این مدت مانگا به ناروتو و ساسکه میپردازه.تا ولوم ۴۵ ام که ساکورا با یک مشت هزارپای عظیم پین را سرکوب میکنه و به مجروحان مانند سایر شینوبی های پزشک کمک میکنه اما در ولوم ۴۶ ام،ساکورا بعد از شینرا تنسه ای که پین به دهکده زده بود گریه میکنه و از ناروتو کمک میخواد.ساکورا سطح خودش رو پایین میبینه،به قدری ضعیف و شکننده خودش رو در نظر میگیره{که بود} راهی جز کمک خواستن از ناروتو رو پیشِ روی خودش نمیبینه.

در۴۶ ولوم اگر بخواهیم روند ساکورا را تحلیل کنیم،ابتدا ساکورا خنثی عمل میکنه و بعد در ابتدای سری شیپودن اوج میگره و بعد از ملاقات با ساسکه باز کارکتری خنثی میشه و بعد از حمله پین سقوط میکنه.این روند یک شخصیت  اصلی است و نه یک شخصیت فرعی.شخصیت فرعی مانند شیکامارو خیلی بیشتر از ساکورا تاثیر داشت.ناروتو،ساسکه و کاکاشی به عنوان شخصیت اصلی هم همینطور.تمام کارکترهای گفته شده به تنهایی به یکی از اعضای آکاتسوکی مستقیما صدمه زدند و باعث مرگ آنها شدند در صورتی که ساکورا در نبود چیو تقریبا میتونیم بگیم شانسی برای کشتن ساسوری نداشت.این عملکرد برای یک شخصیت اصلی خوب نیست و کیشیموتو در دیتابوک سوم(که قبل از حمله پین به دهکده تدوین کرده بود) ساکورا رو در شکوفایی و فورم نهایی خودش توصیف کرد.از تمام توانایی هاش گفت و توضیح داد که ساکورا(مانند ناروتو) به برگشتن ساسکه همچنان امید داره.و بعد از آن عجز و ناتوانی کامل شخصیت رو در حالتی که از شخصیت اصلی کمک میخواد به رخ میکشه.مخاطب با خودش فکر میکنه که ساکورا در نهایی ترین حالت خودش چرا اینقدر ضعیفه  و به همان نقطه شروع انیمه برگشته{کمک خواستن از شخصیت اصلی}.به نقطه ای که فاصله خیلی زیادی با ناروتو و ساسکه داره.در صورتی که در ۴۶ ولوم،ناروتو حالت دانایی رو فرا گرفت و ساسکه به منگکیوشارینگان دست یافت همچنین کاکاشی عملکرد فوق العاده ای از خودش به جا گذاشت{جونشو برای دهکده داد و با پبن درگیر شد}.دقیقا یک عقب گرد کامل برای ساکورا رو شاهد بودیم.

در ولوم۴۷ ام ،بعد از رسیدن تیم گای به محل حادثه،ساکورا اولین پزشکی است که به هیناتا میرسه و جانش رو نجات میده.برای اولین بار ساکورا اونجا متوجه علاقه شدید هیناتا به ناروتو میشه.

در ولوم ۴۹ ،۵۰ ،۵۲،۵۱.یکی از مهم ترین ولوم هایی است که پیرامون شخصیت ساکورا رخ میده و بعد از اون، منبعِ سایر اتفاقاتی است که برای شخصیت در آینده میوفته و میشه از اونها نتیجه گرفت.اتفاقات این سه ولوم رو به صورت پشت سر هم توضیح میدیم.

ناورتوبه سمت سرزمین آهن میره تا با رایکاگه صحبت کنه و اونو راضی کنه که ساسکه رو ببخشه.در همین حین داخل کونوها ،سای به ساکورا میگه که ناروتو قصد داره اینکارو انجام بده.میگه انگار ناروتو داره به خاطر قولی که به ساکورا داده تلاش میکنه تا ساسکه رو تبرئه کنه هم چنین میگه که حتی اون هم فهمیده  ناروتو،ساکورا رو دوست داره.این حرف سای{کسی که درک درستی از عشق هنوز نداره و در رمان شیکامارو هیدن عشق براش ظاهر میشه }تمام خاطرات ساکورا رو زنده میکنه.ساکورا با بهره هوشی بالا بعد از۴۵۸ چپتر متوجه موقعیت ناروتو نسبت به خودش میشه.بد تراز اون حرفای سای هست که قولی که ناروتو داد رو به نفرین تشبیه میکنه و دردهایی که ناروتو کشیده رو نه تنها روی دوش ساسکه بلکه روی دوش ساکورا هم میندازه.تمام وجود ساکورا سرشار از عذاب وجدانی میشه که تمام سخت کوشی های ناروتو رو برای قولی میذاره که قبلا داده شده.بعد شیکامارو{از باهوش ترین شخصیت های داستان} وارد میشه و به ساکورا میگه که باید به عنوان شینوبی کونوها، ما مسائل مربوط به ساسکه رو حل کنیم.به نوعی از ساکورا که عاشق ساسکه است اجازه کشتن ساسکه رو میگیره.ساکورا که تمام قضایا رو سعی داره هضم بکنه موضوع رو میپذیره و به شیکامارو میگه که ادامه نده.ساکورا به همراه کیبا،سای،راک لی و آکامارو به دنبال ناروتو میرن.بعد از اینکه به ناروتو میرسن و ساکورا به ناروتو چیزی میگه.در مانگا ناروتو و حضار با متعجب ترین حالت خودشون دوباره از ساکورا میخوان که جمله اش رو تکرار کنه.ساکورا برای بار دوم به ناروتو میگه:" ناروتو،من دوسِت دارم ".عجیب ترین و غیر محتمل ترین سناریوی ممکن رو ساکورا رقم میزنه و به ناروتو میگه من دیگه اون جور آدم(ساسکه) رو دوست ندارم.دیگه چیزی بین ما نیست.

ناروتو که ازعشق ساکورا به ساسکه کاملا خبر داره و چندین بار این موضوع رو متوجه شده علی رغم توجیهات ساکورا بهش میگه"از آدم هایی که به خودشون دروغ میگن متنفرم".ساکورا سعی میکنه نفس خودش رو راضی نگه داره و ناروتو رو با ترفندی از دنبال کردن ساسکه منحرف کنه.کیشیموتو در دیتابوک سوم صفحه ۱۴۱ شیطنتی میکنه و هوادارها رو با مطرح کردن موضوعی درگیر خودش میکنه (درپروفایل ساکورا نوشته شده:ساکورا چه حسی به ناروتو داره؟ساکورا هنوز به جوابش نرسیده) حس درونی ساکورا رو سعی میکنه مخفی کنه و در چپتر ۴۶۹ هم ساکورا عنوان میکنه که احساسات زن ها میتونه متغیر باشه.در اینجا کیشیموتو سعی میکنه برای مخاطب دوگانگی ایجاد بکنه که ممکنه ساکورا حسش نسبت به ساسکه عوض شده{واقعا معلوم نیست مخاطب رو چند ساله فرض کرده}.در کل ساکورا بعد از موفق نشدن در راضی کردن ناروتو با گرفتار کردن همراهانش با یک گاز بیهوشی سعی میکنه تنهایی با ساسکه رو در رو بشه.اولین تلاش ساکورا که راضی کردن ناروتو بود، شکست خورد.

درادامه میتونستیم شاهد یکی از بهترین کارکتر دولپمنت های ساکورا توی کل سری باشیم.بعد از اون ساکورا با ساسکه رو در رو میشه و سعی میکنه شرایطی رو به وجود بیاره که ساسکه رو بکشه{که نفس خودش رو راضی کنه}.اما ساسکه از این نیت ساکورا خبردار و به سمت ساکورا حمله ور میشه که کاکاشی جلوش رو میگیره.ما در ادامه شاهد تلاش ساکورا برای کشتن ساسکه هستیم که باز هم شکست میخوره و اگر ناروتو نبود،ساکورا میمُرد.دومین تلاش ساکورا که کشتن ساسکه بود،شکست خورد.

همینطور که متوجه میشید در چند ولوم علی رغم حضور تاثیرگذار، ساکورا عملا هیچ کار مثبتی در مانگا انجام نمیده.دو بار جونش توسط بقیه نجات داده میشه.به وظیفه اش به عنوان یک شینوبی هم عمل نمیتونه بکنه و کسی که مجرم هست و هوکاگه موقت رو کشته و قراره دهکده ای که توش زندگی میکنه رو نابود کنه، نمیکشه. به عنوان یک شینوبی بازده بسیار پایینی داشت{شینوبی خوب به وظیفه اش عمل میکنه و اجازه نمیده عشقش جلوی تصمیماتش رو بگیره}.یکی از بدترین عملکردهای یک شخصیت اصلی در کل داستان در این چند ولوم رو از ساکورا شاهد بودیم که حقیقتا میشه با جرئت گفت در این چند ولوم واقعا در حد یک شخصیت اصلی ظاهر نشد و به عنوان یک شخصیت اصلی بی فایده بود.لازم به ذکر هست که این اتفاقات پیرامون ساکورا مسلما توسط مانگاکا تدوین شده و از اونجایی که نمیشه یک شخصیت رو جدا از خالقش در نظر گرفت میتونیم بگیم کیشیموتو با دوگانگی در این مقوله برخورد میکنه و کارکتر دولپمنت ساکورا رو برای یک زمانی دیگه ای میذاره و  نشون میده که هنوز شخصیت ساکورا کامل نشده و هنوز باید رنج و درد بکشه. جملات دیتابوک سوم خودش رو یکی پس از دیگری نقض میکنه.

به عبارتی هنوز ساکورا گُل نداده بود.این تنهایی عمل کردن ساکورا برای کشتن ساسکه و کمک نخواستن از بقیه علی رغم اینکه میدونه توانایی کشتنشو نداره هم نمونه دیگه ای از راضی کرده نفس خودش هست که در ارضا کردن اون هم شکست خورد.

تا ولوم۵۷ ام عملکرد خاصی از ساکورا شاهد نبودیم.او در این ولوم تونست زتسویی رو شناسایی کنه و از بین ببره.در ولوم ۵۸ ام با شیزونه متوجه شدن که در وجود زتسوها دی ان ای یاماتو هم وجود داره.تا ولوم۶۶ که ناروتو رو درمان میکنه بعد از حمله ده دم هیچ عملکرد خاصی رو از اون شاهد نبودیم.این ولوم بالاخره شکوفایی نهایی ساکورا فرا میرسه.بعد از ۶۳۲ چپتر ساکورا مهر صد درمان رو آزاد میکنه و به قدری توانمند میشه که هاشیراما سنجو هم از قدرت فیزیکیش تعریف میکنه و بالاخره به حد قدرت استادش،سوناده میرسه.در ولوم ۶۸ ام با سوناده و کمک کاتسویو تعداد زیادی از شینوبی هارو درمان میکنه.در چپتر ۶۹ ام با زنده نگه داشتن ناروتو یکی از مهم ترین اثرات خودش رو بالاخره در مانگا میذاره.در همین ولوم اوبیتو از ساکورا میخواد تا رینگان رو نابود بکنه و تا دست مادارا بهش نرسه.ساکورا اینکارو نمیتونه انجام بده چون تا قصد انجام اینکارو داره مادارا پیداش میشه و اجازه نمیده.این موضوع رو به حساب پلات آرمور میذاریم.برای احیای کاگویا،مادارا حتما باید رینگانش رو میداشت.کیشیموتو برای احیای کاگویا با طراحی یک سناریو اجازه نداد که این اتفاق بیوفته.از اونجایی که گفتیم  هر اتفاقی که برای شخصیت میوفته مستقیما به مانگاکا مربوط میشه پس نابود نشدن رینگان نه تنها روی حساب ساکوراست بلکه به خود کیشیموتو هم هست.البته این نابود نکردن رینگان رو توجیه نمیکنه ولی لازم به ذکر بود که بگیم نقش پلات آرمور در اینجا مهم هست.در ولوم ۷۰ ام ساکورا به مادارا حمله میکنه علی رغم اینکه توانایی بعد لیمبو رو نمیدونه و هیچ داده ای نداره.میشه گفت ساکورا دوباره برای ارضای نفسش اومد حرکتی رو بدون برنامه ریزی قبلی انجام بده که ساسکه به سرعت متوجه اوضاع میشه و ناروتو و کاکاشی تو شوک انجام این کار میمونن.به نظر میرسه کیشیموتو قصد داشت نشون بده که ساکورا تمام و کمال توانایی های سوناده رو داره و مهر صد درمان ساکورا با مال سوناده فرق چندانی نداره.در ولوم ۷۱ ام با دادن چاکرای عظیمی به اوبیتو باعث نجات ساسکه میشه. و در نهایت با مشتی کاگویا رو به سمت ناروتو و ساسکه منحرف میکنه و تیم ۷ کامل میشه.دیتابوک چهارم تا چپتر ۶۹۱ رو پوشش داده.در دیتابوک چهارم گفته شده که ساکورا بالاخره به ناروتو و ساسکه رسیده و میتونه با اون ها برابری کنه و دیگه شخصیت مستقل و قوی شده که با کمک تیم ۷ و قدرت خودش به شدت قدرتمنده از طرفی نمیتونه از عشقش نسبت به ساسکه جدا بشه و اون رو رد بکنه.به نوعی کیشیموتو آخرین کارکتر دولپمنت ساکورا هم کامل میکنه و اون  رو در بهترین حالت خودش نشون میده.

در ولوم ۷۲ باز وابستگی ساکورا رو به ساسکه رو به حدی شاهد هستیم که وقتی ساسکه از نقشه اش صحبت میکنه به جای مبارزه باهاش و قانع کردنش به عنوان یک شینوبی از عشق خودش نسبت به ساسکه میگه.ساسکه ای که واقعا هیچ چیزی جز نقشه اش مهم نیست و برای بار سوم به ساکورا میگه که تو آزار دهنده هستی. و بعد از نبرد نهایی بین ناروتو و ساسکه،بالاخره ساسکه بعد حرفای ناروتو و مرور خاطراتش منقلب میشه.

به قدری منقلب میشه که وقتی ساکورا برمیگرده از اون معذرت خواهی میکنه. در رمان ها هم ساسکه بارها عشقش رو نسبت به ساکورا نشون داده.برای این پیشنهاد میکنم رمان ساسکه رتسودن رو مطالعه کنید.

نتیجه کلی

 کیشیموتو همونطور که در مصاحبه اش هم گفت ساکورا یک "دختر معمولی" هست.ساکورا در روند داستان کم کم رشد میکنه و با درگیری های احساسیش زجر میکشه.حداقل سه بار از کسی که دوست داره پس زده میشه و در طی زمان ساخته میشه و بالاخره شکوفه میده. در چند صد چپتر به عنوان یک شخصیت اصلی کامل (مثل ناروتو،مثل ساسکه و یا کاکاشی)عمل نکرد به علاوه شخصیت آرمانگرایانه ای مثل ناروتو نداره و بارها به عنوان شخصیت مونث ضعف از خودش نشون میده ولی در آخر شیپودن و در رمان ها شکوفا شده و چیزی که باید رو نشون میده.کیشیموتو خیلی دیر ساکورا رو به نهایت خودش رسوند و خود واقعی ساکورا رو نشون داد.حداقل شصت و خورده ای ولوم روند شکل گیری ساکورا طول کشید منتهی بالاخره رشد کرد و به ثمر نشست.

ساکورا در آخر سری شخصیت بی فایده ای نیست و با توجه به گفته های کیشیموتو در دیتابوک ها و فلسفه ای که طبق اون ساکورا رو رشد داده میتونیم بگیم میتونست در طول داستان اثرگذارتر باشه که این به ضعف کیشیموتو به پرداختن شخصیت های مونث برمیگرده.هیچ کدوم از شخصیت های مونث ناروتو که از کوچکی تا بزرگی آنها رو دیدیم مثل تن تن ،هیناتا و یا اینو به ساکورا نرسیدند.(سوناده،کونان شخصیت هایی هستند که تایم اسکیپ شامل حالشون شده و کامل زندگیشون مثل کارکترهای اسم برده شد گام به گام نشون داده نشد.)

در نتیجه میتونم بگم نسبت به شخصیت های مونث هم دوره خودش خوب و نسبت به شخصیت های اصلی در طول سری میتونست خیلی بهتر باشه ولی داستان جور دیگه ای رقم خورد.

موضوع دیگه ای که  لازم به ذکره اینه که ساکورا تا قبل از چپتر ۶۹۱ تقریبا نزدیک به ناروتو و ساسکه طبق دیتابوک شده بود و در چپترهای پایانی که ساسکه و ناروتو با هم میجنگد حتی نزدیک آنها هم نیست.به عنوان مثال ساکورا با دریافت بیجوداما راسن شوریکن و یا ایندرا اَرو پودر میشه و میمیره و هیچ چیزی جلودار مرگ قطعی اون نیست.

موضوع دیگه هم نظر کیشیموتو درباره ساکوراست.کیشیموتو ساکورا هیتر نبوده مسلما چرا که هیچ مانگاکایی قصد نداره شخصیت اصلی مونثش منفور جلوه کنه منتهی با توجه به خطی که برای ساکورا در نظر گرفته بود،ساکورا به این شکل در مانگا و یا انیمه نشون داده شد.

منابع:مانگای ناروتو ولوم ۱ تا ۷۲

دیتابوک اول صفحه۱۰۰تا ۱۰۵

دیتابوک دوم صفحه۱۳۰ تا ۱۳۵

دیتابوک سوم صفحه ۱۳۶ تا ۱۴۲

دیتابوک چهارم صفحه ۱۴۳ تا ۱۴۵